شاهرود

اجتماعی . فرهنگی

دوربین 6؛کشاورز

قدیما که نه همین چند سال پیش وقتی این مسیر را از ابتدا تا انتها می رفتی قطار استران و خرانی بود که در حال " لوشه بار " بودند . . اما حالا دیگر آنجوری نیس ... در طول مسیر فراز و فرود از مسیر  فرعی جاده امامزاده عبدالله تا" مومه داربن "،"خران برگاه" تا " پالانه پشت " همین سه نفر را دیدم . . اولی فارسی سخن می گفت و دومی هم که از دستان قدیم است که کار و بارش را آورده به شهر خودش و  همانجا کشاورزی هم می کند و آخری  هم که نوجوان بسیار پر انرژی بود . خدا حفظشان کند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ساعت 15:49  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دوربین 5؛امامزاده عبدالله

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:55  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دوربین 4 ؛ کودکانه ای بزرگ

دوران کودکی و نوجوانی شیرین های خاص خودش را دارد . در این دوران می توان از پیش پا افتاده ترین ابزار و امکانات تفریحات و سرگرمی های زیبا و دوست داشتنی ردیف کرد . جنبه مثبت و برتر این سه عکس اینست که کودکان  حاضر در عکس ترجیح داده اند بدون اینکه با ابزار آلات دنیای مجازی از تبلت تا گوشی همراه درگیر باشند به بازی  و ورزش مورد علاقه خود مشغولند اما جنبه دوم و مهم این عکس فقدان امنیت در ابزار بازی این کودکان است .با صرف هزینه ای اندک  می توان نسبت به بهسازی این تجهیزات اقدام کرد . امیدواریم قبل از اینکه اتفاق بدی برای کودکی حادث شود دستگاه متولی اقدام شایسته ای انجام دهد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ساعت 19:14  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دوربین 3:درختان پربار و دست های سخاوتمند

نفس گرم مردم منطقه ما به گردو بسته شده است . اگر محصول گردو خوب باشد سلامها و چاق سلامتی ها پر و شاداب و اگر محصول گردو خوب نباشد روابط تا حدی دچار رخوت و سستی است . خدا را بابت این نعمت  شکر که بعد از چند سال دوباره خوان نعمتش  در باغات منطقه مان گسترده شد . ضمن شکر گزاری این لطف الهی همدیگر را به احیای سنت های دیرین دعوت کنیم . یادمان نرود تا چند سال دچار قحطی گردو بودیم و درختانمان دچار چه آسیب هایی شدند . باز یادمان باشد که همین امسال هم درختهای حاشیه رودخانه ها دچار سرما زدگی شدند . خدا را شکر که چشممان به دیدن درختهای شاداب و چهره های بشاش باغداران روشن گشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:33  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

تزریق شادی با چاشنی اهداف خیرخواهانه

غلام همت آن نازنینم؛

که کار خیر بی رو و ریا کرد

چند روز پیش خبری بروی سایت ها  ودر فضای مجازی پیچید که  یک کودک 10 ساله از هموطنانمان در اثر تصادف دچار ضایعه نخاعی شده است .در امتداد این خبر و استمداد مدیرعامل موسسه خیریه درمانی عاشورای شاهرود  سیل تماسها و اعلام آمادگی ها از سوی اقشار مختلف مردم و شهروندان عزیز و ودوست داشتنی شاهرودی به راه افتاد .هرکس به اندازه وسع خود در صدد کمک کردن بود وهر عزیزی در این زمینه پیشنهادات سازنده و خوب خود را ارائه می کرد .

 یکی از  زیباترین پیشنهادات در این راستا را محمد شادخاطر داد .

محمد شاد خاطر به نوعی مرد اولین های فرهنگی است . نیت خیرش را در اهدای اولین مستند در مورد " تاسوعا و عاشورای شاهرود " تحت عنوان "قتل و تراش" به موسسه عاشورا دیده بودیم و این بار نیز از همین دریچه وارد شده بود . می گفت حاضر است در اولین وهله با اکیپ  موسسه فرهنگی و هنری خاطره سرای خود در سئانس های مختلف به اجرای برنامه های شاد برای مردم منطقه در تمام روستاهای  اقدام کند . می گفت تمام عوایدش برای موسسه عاشورا و تمام هزینه هایش بر عهده خیرین وهزینه یک پذیرایی ساده .

محمد شاد خاطر مثل همه هنرمندان و پیشکسوتان و بزرگان و دانشمندان شاهرودی پیش قدم شده است اما کار و هنر او طوریست که نیازمند همیاری بقیه دوستان است . اگر کمک های مالی یا کمک های غیر نقدی یک جانبه از سوی اساتید و یا بازاریان صورت می پذیرد به مقدمات و موخرات چندانی نیاز ندارد اما اجرای برنامه فرهنگی و مخصوصاً برنامه های شاد فرهنگی  به کمک و همیاری همگی نیاز دارد از جمله هماهنگی سالن ، وسایط ایاب و ذهاب، سیستم صوتی و الی آخر .

از اینرو ضمن ارج نهادن به خدمات و زحمات بی شائبه و خیر خواهانه و بی ادعای موسسه خیریه درمانی عاشورا و یاران با وفای اهداف این موسسه؛ امیدواریم با همیاری و همکاری همه دست اندرکاران زمینه تحقق اجرای برنامه های شاد و متنوع فرهنگی در ماه آخر تابستان فراهم شود . فرصت کم نظیری که بواسطه تعطیلات تابستانی کارخانه های خودروسازی  تهران و نیز تعطیلات تابستانی مدارس بدست خواهد آمد و سیل مشتاقان از شهرهای مجاور نیز بواسطه آن در شهر ما حضور خواهند داشت .

فرصتی برای بازسازی روحیات و فرصت مغتنمی برای جمع آوری کمک های مردمی به موسسه خیریه درمانی عاشورا.

نسل ما با تئاترهای شیرین و نمایش های به یاد ماندنی گروه زیرون و نیز اساتید صاحب نامی چون محمد شادخاطر،برادران عاشوری ،جمشید حداد و خیلی های دیگر خاطره ها دارند . برای شکل دادن به یک نوستالژی ماندگار، برای تزریق روحیه شادی و شادکامی  به مردم دیارمان ،برای کمک به موسسه عاشورا و برای دهها دلیل دیگر باید از این اتفاق خوب استقبال کرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 16:33  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دوربین 2:هتل هایی که ساخته می شود

شکی نیست که ساختار  بنیان توسعه گردشگری به توسعه زیر بناها  و زیر ساخت ها وابسته است ..هتل و اماکن اقامتی اولین رکن از ارکان توسعه گردشگری است . هتل اصلان کلور و هتل  منطقه گردشگری امام زاده عبدالله کلور از جمله هتل هایی اند که در حال ساختند . یادمان نرود چند سال قبل وقتی شهردار وقت کلور با همت والا سوئیت های شهرداری را برای اسکان میهمانان آماده ساخت با اقبال و استقبال ویژه روبرو شد . برای دست اندرکاران ساخت این هتل ها آرزوی موفقیت داریم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:39  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دوربین1؛آشغال در چنگال ماست

آشغال ،آشغال است ؛بدتر از این لفظ نمی توان صفتی را برای چیزی بکار برد ؛گرچند هنر تردستی و کیمیاگری انسان این صفت را به طلا تبدیل کند ولی در هر حال آشغال ، آشغال است . اینکه این آشغال ها چنان برایمان عزیز شده بودند که در یکی از بهترین مکانهای شهرمان بآن حالت فجیع رها می شدند بماند ولی همین که همت شد و بعد از گذشت ده تا دوازده سال فنس کشی محوطه دفن زباله های شهر کلور هر چند به صورت ناقص انجام شد متشکریم ...می ماند تکمیل پروژه و سوق دادن آشغالها به سمت پایین تر و حتی الامکان خرید یک دستگاه زباله سوز...از تمام متولیان و باعثان این کار  خوب و نیکو (شهردار محترم و شورای شهر)سپاسگزاریم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:41  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

هنرمندان برای کمک به کودک ضایعه نخاعی شاهرودی آستین بالا زدند

 

استمداد مدیر عامل موسسه خیریه درمانی عاشورای شاهرود برای کمک به دختر بچه دچار ضایعه نخاعی

مدیر عامل موسسه خیریه درمانی شاهرود خلخال از تمامی خیرین و همشهریان خواست تا این موسسه را در تامین هزینه های درمان دختربچه مبتلا به ضایعه نخاعی یاری کنند

به گزارش روابط عمومی  موسسه خیریه درمانی عاشورای شاهرود  خلخال طهمورث یاوری که در جریان  بازدید دو تن از نام آوران شاهرودی  از این موسسه سخن می گفت ادامه داد " این دختر بچه  در اثر سانحه تصادف پدر و مادرش را ازدست داده و خود نیز دچار ضایعه شدید نخاعی شده است "

وی ادامه داد " اگر برای تامین هزینه های درمانی این کوک اقدامات فوری اتخاذ نشود شاید برای همیشه از نعمت راه رفتن محروم شود "

یاوری" لزوم ساماندهی امور تکفل کودکان بیمار  و ورود خیرین به این عرصه را ضروری و مهم برشمرد و گفت " تحقق این موضوع مستلزم همیاری و کمک خیرین و نیز عمل به تعهدات تامین هزینه های تکفل است "

در ادامه این جلسه دکتر سید فرهاد سجادی از بزرگان علمی ودانشگاهی کشور طی سخنانی "علاقه خود را بواسطه تعلق خاطر به زادگاه خود غیر قابل توصیف دانست و گفت " اقدام سنجیده و خوب موسسه خیریه درمانی  شاهرود  در برگزاری جشن گلریزان در تهران  اقدامی موثر و زیباست که باید تداوم پیدا کند "

وی اضافه کرد " از تمام توان خود برای رایزنی با هنرمندان ،مسئولین ، ورزشکاران و عموم مردم برای کمک به اهداف موسسه  استفاده خواهم کرد "

سید عباس سجادی مجری توانمند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و تهیه کننده برنامه های رادیویی و تلویزیونی نیز در جریان این بازدید گفت " تحت پوشش قراردادن بیماران صعب العلاج ونیازمند کار بسیار ارزنده ای ست که موسسه دراین حوزه خوب عمل کرده است  وی  همچنین بر  لزوم ورود موسسه عاشورا به  مباحث تحکیم بنیان خانواده  تاکید کرد و گفت ".با بکار گیری کارشناسان مجرب بومی  باید بستری مناسب برای آموزش مبانی تحکیم "خانواده"به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی و ارتقا سطح دانش خانواده ها فراهم کنیم"

در ادامه حاضران ضمن کمک مالی قول مساعد  دادند  تمام تلاش خود برای  درمان کودک دچار ضایعه نخاعی بکار بندند .

 گفتنی است موسسه خیریه درمانی عاشورای شاهرود  بیش از200بیمارنیازمندرا تحت پوشش دارد که بیشتر آنها صعب العلاج وسرطانی هستند.  همچنین این  موسسه  تاکنون بیش از 3میلیارد ریال از کمک های مردمی را  برای امورات مربوط  به کمک نقدی به  بیماران و 750  میلیون ریال نیز برای خرید  تجهیزات پزشکی  و اهدا  به مراکز درمانی  هزینه کرده است .

شهروندان خیر و نوع دوست می توانند کمک های نقدی خود را در حد توان و با نیت کمک به امر درمان  این دختر بچه  به حساب موسسه واریز نموده و مراتب را به دفتر آن اعلام نمایند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 10:34  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

بزودی...

  صبح یک روز خوب تابستانی  در سال 1394دوربین عکاسی را برداشته و سعی کردم از تمام سوژه هایی که طی یک روز خواهم دید عکس تهیه کنم آنهم فقط بخاطر انعکاس در وبلاگ ... گرچند از مدتها قبل که بلاگفا آن بلای تاریخی را نازل کرد تا حالا خاطره خوش از مطالب سریالی باقی نگذاشته و مطالب قبلی ام  تاکنون برنگشته اند.به هر حال از همه عکس های تهیه شده سعی می کنم تعدادی  معدودی را با مفاهیم  و مضامین اجتماعی و فرهنگی با یک توضیح مختصر به شما عرضه کنم . امیدوارم مفید باشد... این موضوع اواخر این هفته محقق خوهد شد . با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 9:58  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

شهردارمان را یاری کنیم

مدیریت شهری در منطقه ای مانند شاهرود  به نظر چند ضلع دارد هر کدام از این اضلاع به تنهایی کاری از پیش نمی برند همانگونه که غیر هماهنگ با همدیگر نیز نمی تواننند کار کنند .

ضلع اول : مردم .

مردم از گذشته تاکنون همراه بوده اند . نمی شود و نمی توان تصور کرد که یک کار یا تصمیم که نیاز به حضور مردم داشته باشد و مردم در آن کوتاهی کرده باشند . مردم یار غار همه تصمیمات مهم بوده اند و هستند . اگر خدای ناکرده  زمانی هم دلخور بوده اند دلخوریشان گرچند بحق بوده ولی روی مشارکت و همراهیشان اثر گذار نبوده است .

ضلع دوم : شورای شهر

نه اینکه آقای حداد دوست ما باشد ... نه اینکه آقای خرسندی استاد ما باشد .. نه اینکه آقای علی پور  معلم دوست داشتنی مان باشد و همینطور  سرورمان آقای مطهری و رضایی عزیز. گرچند غیر از اینها هم نیست اما به ندرت می توان شورای شهری به این  فعالیت و جنب و جوش کنار هم جفت و جور کرد . تلاش و تکاپویشان ستودنی است و مسابقه شان در ارائه خدمات بیشتر  زیبا ...

شورای شهر یکی از حرکات جالبشان شنیدن  و شنیدن و شنیدن است .... همین شنیدن هاست که منجر به کارهای اساسی در شهر ما خواهد شد که سررشته اش را گرفته اند و انشاء الله تا سرمنزل مقصود دنبال خواهند کرد .

ضلع سوم : شهردار

شهردار ناهماهنگ با شورای شهر و بالعکس جایی برای پیشرفت نخواهد داشت  و جزء کارهای فرسایشی  و خرد کننده چیزی عاید نخواهد شد . شهردار کلور به حق یکی از انتخاب های بسیار خوب و اقدامات موثر و مفید شورای شهر بود ... حاج میکائیل وثاقی  اندیشه های نو و بلند پروازانه ای برای تعالی شهر کلور دارد .. خوب می شنود خوب می بیند و خوب عمل می کند .. شهردارهای قبلی کارهای خوب و موثری کردند و شهردار خوب شهر ما نیز یکی از همین خوبهاست .

دور گود نشستن و ایراد گرفتن راحت ترین کار ممکن است اما  دست شهردار را برای انجام امورات اساسی گرفتن چیز دیگریست .

 

اضلاع بسیار زیاد دیگری می توان به این چند ضلع نامتقارن افزود زیرا اضلاع آن و سهم هر کدامشان متناسب با اثر گذاریشان زیاد و کمک می شود . از امام جمعه دانشمند و خوش رفتار و کردار گرفته تا بخشدار ساعی و مردمی  . از مسئولین محترم ادارات محلی گرفته تا خود ما که سفیران فرهنگی شهرمان در جای جای کشورمان هستیم ....

 اختلافات کوچک را بزرگ نکنیم ، اختلافت سلیقه را به اختلاف عقیده تبدیل نکنیم ..کمک کنیم بهترینها را بسازیم ...به شایعات بی اساس دامن نزنیم  و یار شهردار به عنوان نماد شهرمان  باشیم تا شهری آباد و آزاد و سرافراز داشته باشیم .. به او و شورای شهر کمک کنیم حتی با یک اندیشه و فکر تازه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 19:39  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

همراه شو عزیز...

     

همراه شو عزیز...

خبرش موثق و قطعی است .  احکام همه ما را زده اند . ابلاغ هایمان هم صادر شده و در پاکت های در بسته قرار داده اند . امضاهایش را هم زده اند . امضا یش را یک کودک مبتلا به بیماری سرطان با ضربآهنگ نامنظم قلبش زده است. مهرش را هم یک پدر  برای اینکه رنج بیماری و هزینه های سرسام آورش او را  مدتیست شرمنده خانواده کرده است . آری همه ما حکم گرفتیم و منصوب شده ایم . همه ما عضو موسسه خیریه درمانی عاشورا شده ایم. قرار است درست روز عید فطر قبل از نماز عید حکممان  را بدهند دستمان .یادمان باشد این حکم حکم زمینی نیست حکمی خدایی است و عزت بدست آوردنش نصیب هر کسی نمی شود . برای تسکین همه آلام و دردها و برای همراهی با اهداف موسسه همراه شویم ....همراه شو عزیز ...

دیگر کار از بمن چه و به تو چه و بما چه گذشته .... همه مامسولیم  همه ما در قبال همدیگر و در برابر  دردهای هموطنانمان مسولیم . نمی توان و نباید گفت "بمن چه " ....چشم در چشم هم بوده ایم و هستیم  . دین مترقی اسلام نیز بما آموخته که نباید بی تفاوت باشیم  ما در مقابل اشک های لرزان پدر و مادری که کودک مریضشان  در حال پرپر شدن است مسولیم . ما در برابر دردها و رنجهای چهره های مهجور و بیمار مسولیم . ما در برابر هزینه های بالای داروهای بیمار هم روستایی و هم شهری مان مسولیم .باید  همگام شان شد و همراهشان . باید بر زخمهایشان دست کشید و برای کم شدن دردهایشان هم دعا کرد و هم کمک ... همراه شو عزیز

وقتی قصد کمک باشد دیگر میزانش زیادی فرق نمی کند .. گاهی با مبلغی بزرگ و گاهی با مبالغ اندک و کوچک ... فقط می توان صحنه ای را تجسم کرد که دوستان موسسه همین کمک ها را می شمارند و روی هم مبلغی زیاد بدستشان میرسد . نمی توان آن لحظاتی را تصور کرد که جیب موسسه خالی باشد و صندوق ها تهی و تنها حاصل این اتفاق شرمندگی در برابر نیازمندان آبرومند است . باید همراهان موسسه را یاری کرد باید همراه شد .. همراه شو عزیز  

همراه شو عزیز،تنها نمان به درد ،کاین درد مشترک ؛هرگز جدا جدا درمان نمی شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:16  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

گروههای اجتماعی شاهرود

شبکه های اجتماعی هر روز گسترده تر و پیشرفته تر از دیروز به جلو می روند  . " واتس آپ"،" "اینستاگرام " ،"وایبر" ،"تلگرام" "لاین" "کیک" و...جای خود را بین هواداران خود باز کرده اند . ویژگی خاص این اپلیکیشن ها اینست که کاربران آن دارای دانش و مهارتند اما قطعا نمی توان در مورد بینش همه کاربران آن نظرات یکسانی داشت .

در هرکدام از ابزار ارتباطی فوق  به نوعی امکان این وجود دارد که شخص یا اشخاصی  گروهی را گردهم جمع کرده و جمع یاران خود را تشکیل دهند . این گروهها مرام نامه و اساسنامه فعالیت خود را دارند که یا مورد رعایت اعضا قرار می گیرد و یا نه . اما با همه این موارد کار گروه ها افتان و خیزان ادامه می یابد اما جمع یاران و فعالین حوزه شاهرود هم در چندین مورد با نامهای محلی و برگرفته از ذات  نام تاتی و یا نام منطقه شکل گرفته که برخی نکات در مورد فعالیت این گروهها قابل ذکر است .

  1. اولین نکته در این باب حضور افراد با نامهای مستعار است . اولین جرقه ای که به ذهن متبادر می شود یا خجالت کشیدن از معرفی خود است و یا احتمالاً فعالیت این افراد در سایر گروههایی که عدم تعهد به معرفی کامل است . از اینرو یکی از الزامات  حضور در گروههای منتسب به شاهرود این است که افراد خارج از اینکه در اساسنامه و مرام نامه گروه به این موضوع اشاره شده باشد یا خیر خود را ملزم به رعایت این موضوع بدانند که خود را با نام کامل معرفی کنند .
  2. انبوهی از مطالب  هر روزه توسط انبوهی از گروهها  گسیل می شود . مصداق شعر" هرکسی از ظن خود شد یار من " هر شخصی سعی می کند تا مطلبی را که برای خودش خوشایند بوده برای دید اعضای گروه پست کند اما  اعضای گروهها در این بین کمتر به فلسفه شکل گیری  این گروهها توحه می کنند . انبوه مطالبی که به برخی شاعران ، هنرمندان،بزرگان  نسبت داده می شود که روح آن بزرگوار از آن جمله خبر ندارد . به طور نمونه خانواده مرحوم حسین پناهی رسماً انتساب انبوه مطالب منتشر شده در شبکه های اجتماعی از قول مرحوم حسین پناهی را تکذیب کرد .  بنابراین گر چند " بهتر آن باشد که سر دلبران   گفته آید در حدیث دیگران " اما باید توجه داشت که تا حد امکان  این سر دلبران مستند باشد
  3. مطالب سیاسی و مذهبی و لطیفه های حاوی توهین به قومیت ها  به نظر از خطوط قرمز این گروهها باید باشد . مانیز شاید با شنیدن برخی از این مطالب لبخند بزنیم و یا بخندیم اما  قطعا با تفکر در عمق این مطالب احساس ناخوشایندی به آدمی دست می دهد
  4. مدیریت این گروهها که اغلب با استقبال بسیار مناسب شاهرودیها مواجه شده و بعضاً برای پیوستن بآن در صف قرار گرفته اند کار بسیار مشکل و حساسی است . ابتکار در این بین حرف اول را می زند . مجموعه مدیران این گروهها  می توانند با طرح موضوعات و مشکلات  متبادر منطقه شاهرود راهکاری اساسی برای هرکدام از اینها پیدا کنند . به طور نمونه می توان یک معضل یا مشکل در حوزه های اجتماعی ،فرهنگی و یا مدیریت شهری و روستایی یا خیلی از مسایل دیگر را در روزها و ساعات مشخص مطرح کرد و دیددگاههای افراد مختلف را در این خصوص جویا شد .و در نهایت جمع بندی نظرات افراد را به عنوان ماحصل یک تا دو ساعت بحث به عنوان برونداد مطرح کرد .
  5. فرصتی برای مسولین نیز بابت شکل گیری این گروهها فراهم شده است . مسئولین مختلف منطقه شاهرود نیز می توانند با حضور در این گروهها تا حد بسیار زیادی از مشکلات و مسایل منطقه  اطلاع یابند ( البته به شرط تحقق  بند 4) و به کمک همین گروهها راهکاری اسای برای رفع آن پیدا کنند .
  6. شاهرودیها باید از ظرفیت این اپلیکیشن ها به بهترین نحو بهره مند شوند .کپی کردن حجم انبوهی ازمطالب  دردی را دوا نمی کند .  برخی اقدامت مفید مانند پیشخوان روزنامه های روز ،برخی عکس های هنری  مناطق شاهرود  و یا اطلاعرسانی در مورد کلیه اخبار مرتبط با منطقه مفید و موثر است اما خیلی از مسایل دیگرملی را نیز می توان با رویکرد منطقه ای مطرح کرد و پاسخ مناسب را برای آن دریافت کرد .
  7. مدیران گروهها  رودربایستی را کنار بگذارند و صلابت و استرای خود را بیشتر نشان دهند . در عضو گیری  در ابتدا باید سخت گیری های خاص خود را داشته باشند .  در سمت و سو دادن به مطالب گروه نقش بیشتری ایفا کنند

نگاهی به تعداد افراد آنلاین گروهها  و فعالیت ایشان نشان می دهد تعدادی از این عزیزان بیشتر زمان زندگی خود را  مشغول فعالیت در گروهها هستند  و این خطر اعتیاد به فعالیت در فضای اجتماعی را به همراه دارد . گاه و بیگاه گوشی را خاموش کرده و یا اینترنت خود را قطع کرده و به زندگی شخصی خود برسید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:9  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

دوباره سلام...

کاربران محترم و دوست داشتنی وبلاگ شاهرود ؛همراهان مهربان
سلام علیکم . نماز و وروزه هاتون قبول درگه حق ..

همانطور که در جریانید متاسفانه مدتی  سایت سرویس دهنده  بلاگفا به علت مشکلات قادر به ارائه سرویس نبود و از امروز این مشکل ظاهراً رفع  شده  اما مساله اصلی اینه که با وجود تعمیرات اساسی سخت افزاری و نرم افزاری صورت گرفته در بلاگفا، حجم بسیار زیادی از مطالب منتشر شده  حذف شده ،  به طوریکه از بیست و هفتم بهمن سال نود و دو تا کنون اطلاعات منتشر شده از دسترس خارج شده است . از اینرو ضمن عرض پوزش  و تقدیم صمیمانه ترین درودها حضور مجددمان را در عرصه وبلاگ نویسی به اطلاع دوستان  و عزیزان می رسانیم . امید آنکه بخش مهمی از اطلاعات حذف شده توسط بلاگفا به زودی عودت گردد . امری که قول و اطمینانش داده شده است.

مطلب زیر رو چند روز قبول از سرناچاری نوشتیم که شاید تسکین غم بی وبلاگی مون باشه .
آنقدر حس عصبانیتمان را برانگیخته است که اگر قرار بر آمدن مجددش باشد اولین پستمان باید انتقاد از او باشد . سالهاست که به نامش خو گرفته ایم و از سرویسش استفاده می کنیم . شاید عیب خودمان باشد که تا  حالا همچنان به او پایبند و  وفادار مانده ایم . چه کنیم . خصلت ما هم اینه دیگه
بلاگفا را می گم . اولش فکر می کردیم یک قطعی ساده است .اما خیلی دامنه دار شد و حالا که دارد  زیادی کش میآد کمی آزار دهنده هم شده است .
اطلاعرسانی اینچنینی و وبلاگ و خبر و اینرنت که قطع باشد  شایعه جایش را می گیرد . حرف های در گوشی بزرگ و بزرگتر می شود . ما که مطالبمون گاه و بیگاه است . اما دل ما  پرپر نگاههای منتظریست که هروز این وبلاگ های دوستان رو بالا و پایین می کنند اما دریغ از یک جمله با پست تازه ..
این را گفتم که مبادا فکر کنید قهر کرده ایم و یا تهدیمون رو عملی کردیم و یا چیزی تو این مایه ها . نه بابا از این خبرا نیست . مشکل اینه که خسیسیم و نتونستیم وبلاگمونو سایت کنیم تا اگه یهویی بلاگفا شیر فلکه رو بست حداقل یه کانال ارتباطی داشته باشیم . اصلاً کی فکرشو می کرد . سایت سرویس دهنده قطع شه . اونم بلاگفا...
یه ورش اینه که خسیسیم . دومش اینه که سایت دردسر داره و باید بری مجوز بگیری و سومیش هم اینه که وبلاگ مثل یه دفترچه یادداشته ونوشتن توش مثل یادداشت تو صفحه های سر رسیده .
اینارو نوشتم یهویی فکر بد در مورد ما به ذهنتون نرسه . اگه وصل بشه که میآییم و در خدمتتون هستیم . حداقل ماهی چند پستو که داریم . اگه هم وصل نشه که بازم میآییم ولی چه جوریش رو نمی دونم .تازه بلاگفا تو صفحه اصلیش می دونید چی نوشته ؟ نوشته سعی می کنیم که اطلاعات قبلیتون حفظ بشه . سعی می کنیم تو ادبیات ما می دونید یعنی چی؟ یعنی که منفی منفی .... مثل  اینکه بخوای از دست یه فروشنده فرار کنی می گی دور می زنم میام . اینم اونجوریه ....

خلاصه اینکه قطعی ما دست خودمون نبوده .... خلاصه اینکه ادامه قطعیمون دست خودمون نیست .... سوم اینکه  .... تا دیدار مجدد ممنون و بدرود .
از همه شما که صبر و حوصله کردید ممنون و متشکرم .

پی نوشت: امروز که اومدم دیدم بلاگفا به قولش وفا کرده و همه مطالب قبلی رو برگردونده ... ما هم ازشون تشکر می کنیم و امیدواریم که از این قضایا دیگه اتفاق نیوفته . انشاء الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:42  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

کلور کویان دیس...

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:3  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

در شب آرزو ها ؛ برای هم بهترین ها را آرزو کنیم

خداوند تنها روزنه ي اميدي است كه هيچگاه بسته نميشود

"تنها كسي است كه با دهان بسته هم مي توان صدايش كرد

تنها كسي است كه مي توان با پاي شكسته هم سراغش رفت

تنها خريداريست كه اجناس شكسته را بهتر بر مي دارد

تنها كسي است كه وقتي همه رفتند مي ماند

تنها كسي است كه وقتي همه پشت كردند آغوش مي گشايد

                    خدا را برايتان آرزو دارم...."

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 12:40  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

نام دکتر امیر ساسان بر کدام خیابان می نشیند؟

" قهرمانی ایران  در جام جهانی کشتی لس آنجلس آمریکا " و با اهتزاز پرچم ایران  بر بام افتخارات دنیا "

اینبار هم وقتی اعضای تیم و کادر فنی بروی سکوی افتخار رفتند یار همیشگی تیم ملی کشتی ایران  با ایشان بود . مردی محجوب و محبوب .  ورزشکاری متواضع و دوست داشتنی که پله های ترقی را یکی پس از دیگری بالا رفت و چندین سال است که بر سکوی جهانی و المپیک  ایستاده است . گرچند این انتقاد بر همه ما وارد است که حتی به اندازه خیلی ها از دیدن ایشان باز مانده ایم  اگرچه ایشان با آن روح بزرگ  ورزشی به این دیدن ها کمتر احتیاج دارد .

" رامین امیر ساسان " فرزند فرهیخته ای از سرزمین شاهرود است که  نقش او در پرآوزاه کردن نام ایران شایسته بهترین تقدیر هاست .

از فرصت استفاده کرده و ضمن تبریک کسب چهارمین عنوان قهرمانی جهان در کشتی آزاد  به ایشان و خانواده  محترمشان   به بازخوانی مطلبی در مورد لزوم پاسداشت و تکریم این بزرگوار می پردازیم .

امید و انتظار بر این است که اعضای محترم شورای شهر کلور که از قشر فرهیخته و عالم و فرهنگی می باشند  در راستای تکریم شایسته از این بزرگوار قدم های موثر را برداشته و در جهت الگو سازی از این اتفاق مبارک قدم بردارند .

برای مطالعه کامل مطلب و مشاهده عکس های بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://shahrud.blogfa.com/9108.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 6:49  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

نوروز 94 و نکته هایش

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت تمامی دوستان و همراهان عزیز و با آرزوی موفقیت روز افزون برای تمامی عزیزان برخی نکات در نوروز 94 به شرح زیر تقدیم می شود

  1. کنترل سی،کنترل وی،کنترل پی ؛این همان نکته ایست که سالها در بروشورهای اطلاعرسانی گردشگری خلخال به چشم میخورد و هیچ ابتکاری در هیچکدام به چشم نمی خورد بروشورهایی که هنوز بخش ما را به نام قبلی اش درج کرده و از بسیاری از تکات گردشگری در آن خبری نیست
  2. خوشآمدگویی شاید وقتی دیگر ؛ تقریباً هیچ اداره ای در شاهرود گویی  امسال منتظر هیچ  مسافر نوروزی نبودند .نه از پارچه های رنگ و رو رفته سالهای گذشته با مضمون خوشآمدگویی برای میهمانان خبری بود و نه از حداقلی از ذوق و سلیقه برای آذین بندی.
  3. بیم و هراس زده و نزده . یکی از عمده ترین  دغدغه ها و موضوعات گفتگوها در شهر و دیار ما همین سرما زدگی و یا عدم وقوع آن در پی بارشها و یا و در برودت هوا بود . جالب آنکه بحث های بسیار مفصل و جذاب بین مردمان در می گرفت . و هر بار بعد از هر بارش نظرات مختلف و متنوع در اینخصوص بروز می کرد .
  4. شب شعر بهار ؛کانون نوجوان جوانان کلور با همکاری بخشداری شاهرود اقدامی زیبا و جالب را برای ایام نوروز امسال و به افتخار میهمانان نوروزی خود ترتیب داد و آنهم ترتیب دادن شب شعر بهار بود . به این ابتکار و این اقدام دست اندرکاران دست مریزاد می گوییم .گرچند شاید اگر در این بزم شاعرانه حضور داشتیم در پستی جداگانه بیشتر و بهتر بدان می پرداختیم.
  5. آشغالهای دوست داشتنی؛ گویی این آشغالها میل به جدا شدن از شهر کلور ندارند و این مربوط به زمان خاصی نیست از زمانهای نه چندان دور تا کنون آشغالهای شهر به جایی ریخته می شود تا باد آنها را به دامان طبیعت بپراکند یا دود ناشی از آتش زدنش باعث آزار شهروندان شود .شاید اگر هر شهروند آشغالهایش را خودش دم منزل بسوزاند نتیجه موثرتری حاصل شود .
  6. اقدام کمی دیر اما خوب شهرداری؛در حالی که در شهرهای مختلف با تعیین انواع جوایز از جمله خودرو وسکه و ...شهروندان به پرداخت عوارض اتومبیلهایشان تشویق شده اند شهرداری کلور نیز با اعمال تخفیف به این عرصه وراد شد . اقدام جالب و خوبی بود .انشاءالله سال بعد کمی زودتر شروع خواهد شد .
  7. کوهنوردی ممنوع؛آفتاب ستیز برف های بالای ارتفاعات شاهرود را نوازش می کند . خطرناکترین اقدام در این برهه کوهنوردی در ارتفاعات بالادست است . نگاه با دوربین های مخصوص بهمن های فروریخته را به خوبی نشان می دهد . برای این کار می توان یکی دو هفته ای صبر کرد .
  8. آخرین نکته هم تصویری از آخرین وضعیت دریاچه ارومیه است . قابل ذکر آنکه دریاچه ارومیه برای احیا به 6 تا 8 میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 18:54  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

یاد عید ما و عید شما

عید نوروز  برای شما یادآور چه چیزها و چه کس هایی است ؟

کوچکتر که بودیم عید برایمان یک معنا و مفهوم داشت و امروز بعد از چندین سال از آن روزها عید برایمان یک معنا و مفهوم دیگر دارد . ما ( ما به معنای عام آن )عیدمان  پر بود از چیزهای جالبی که یاد آن امروز برایمان خاطره انگیز و نوستالژیک است .

در سرزمین ما با همه نداری ها عید اما با شکوه بود . روزگاری که پدر بعد از ماهها از تهران یا گیلان به خانه برمی گشت و مادر بعد از ماهها تحمل یکه و تنهای بار زندگی خیالش راحت بود که حداقل پانزده روزش را تنها نیست . حالا مادر می دانست که  بدهی هایی که در مدت نبود پدر به بار آورده تا حدی تسویه می شود و پدر هم تا حدی از شرمندگی غیبت چند ماهه اش می کاست .

مادر از هفته ها قبل به نیت این چند روزی که کل خانواده دور هم هستند تمام شستنی ها را می شست . تنهایی که نمی شد .آب هم نبود . توی "خانی " هم که نمی شد اینکار را کرد . ناچار تمام بچه ها بسیج می شدند و همه آنچه باید شسته می شد را به "آسیاو ور " یا " کشنه دره " برده می بردند . خودش یک پیک نیک روزانه بود . برای ما بچه ها که همسایه ها را در آن روز در کنار رودخانه مشغول شست و شو می دیدیم  جالب و جذاب بود . .

" لاپلاس " که خشک می شد نباید پهن می شد تا از "گله چان "  بالاتر از خانه ذبیحی پشت  ترمینال فعلی و یا جایی در جاده امامزاده گل تازه و تمیز می آوردیم تا " ایشور " و "آلاوه" می کردیم . اگر کمی هم گل به رنگ سفید پیدا می کردیم که نور علی نور می شد . همین ایام شاید مالیدن کاه گل جدید به پشت بام ها رواج پیدا میکرد . بعضی ها شغلشان همین بود یعنی " اندومه کر". نان این بنده خداها هم یک مدتی تو روغن بود .

"ایشور " و"آلاوه" کری که تمام می شد تازه کارهای اصلی دیگر شروع می شد . یعنی پاک کردن و سابیدن و برق انداختن و وقتی همه اینها تمام می شد  می ماند ساختن حلوا و برشته کردن گندم و عدس خیس خورده و برنج و دست آخر هم پختن نان.

همه این کارها که انجام می شد باید تک تک بچه ها را برد برای استحمام . پسرهای بزرگتر دسته جمعی خودشان می رفتند و پسرهای کوچکتر و دختران  هم با مادر . تا حالا مدیریت همه امور با مادر بوده . از شستن  و سابیدن و رفت و روب تا بقیه کارها .

پدر هم بی کار نبوده . اگر چاره داشت که نمی رفت شهر غریب . اینجا کار نیست . به امید درختان گردو هم که نمی شود زندگی کرد . باید رفت و رزق  و روزی اهل خانواده را با خود آورد .

حالا با هر مکافاتی هست شب عید فرا می رسد . شاید زیاد از لباس های نو خبری نباشد . همه آنچه به عنوان عیدی عاید می شود می شود پول یک ماشین پلاستیکی از" بیرجامو" یا "حاجی زبیر" . همین هم برای خودش دنیایی بود .

" خاجنگ "و " عیدی گرفتن های " دم در مردم از بهترین یادگارهای  دوران ما بود . تیله بازی و عکس برگردان بازی کردن هم رویش.

بچه ها شیطان هایی بودند که خود شیطان هم درس می دادند . می گفتند  یکی شان تخم مرغ پخته آورده . زود رو می شد . اینکه چه کسی پایین بنشیند  (یعنی تخم مرغ کی پایین باشد ) ماجرا ها داشت و سر و صدا ها را بالا می برد . . اما چهره ها موقع رفتن به خانه جالب بود . یکی شان شاید تا بیست تخم مرغ در جیب جمع کرده بود و دیگری آویزان و دست از پا دراز تر .

اینها با آتش زدن لاستیک و جعبه و هیزم می شد خاطرات عید ما . حالا اما .. بماند .

یاد مان باشد امسال اگر " شمه عید موبارک"کسی را شنیدیم  خود را به نشنیدن نزنیم . یکی از آن اسکناس های تا نخورده را برایش آماده کرده و بهشان تقدیم کنیم . بیشتر از آنکه آنان به این پول نیاز داشته باشند ما به اینها نیاز داریم تا رسوم گذشته مان را زنده نگه دارند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:12  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

اردبیل استان ماست

توضیح : اردبیل استان ماست عنوان کتابی است که در زمستان 1380 منتشر  شده است . ناشر این کتاب "آذرسبلان" بوده و در 5 هزار نسخه برای گروه سنی کودکان چاپ شده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:27  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

صدای زندگی

دیری نیست که دودش بلند بود دودش که بلند می شد یعنی که زندگی در جریان است و اصلا یکی از مظاهر حیات ما همین دود بود ؛ دود "ماشخانه"،صدای تپ،تپ آن ؛ دود جهنم حمام که گاه و بیگاه تنظیم آن از دست می رفت و صدای همسایه ها را در می آورد .صدای چکش هایی که اوستا با ضربآهنگ ریتمیکش بر سندان می زد ،صدای چکش اوستای نجار که بر تنه خشک درخت  بر زمین افتاده فرو می آورد تا صدای " هیله" کشیدنی که از باغی تا باغی  دیگر برمی آمد تا همسایه را از آمدن یا رفتنی با خبرکند همه مظاهر زندگی در منطقه ما بود  

صدای زندگی در جریان  بود در همین ها در صدای استکانی که  قهوه خانه چی چایی خوش رنگش را در کمر باریکش می ریخت و می داد دست چند نفری که از " لافند وجی " فارغ شده بودند .

دود برگهای آتش زده شده و بوی تند برگهایی که در همه منطقه می پیچید ،صدای "رمه وان" و "گیه وان" و صدای گوسفندهایی که برای رسیدن به منزل گوی سبقت را از هم می ربودند همه صدای زندگی بود

دود حمام چه حمام "حاجی"چه " حمام"عینا"  اما از جنس دیگر بودند . تبلور پاکی و همالگی و همپارگی و همیاری .

نه از دوش های ثانیه ای  خبر بود و نه از تکروی ها؛ همه دور هم بودند ؛ هم فرصتی برای با هم بودن  هم فرصتی برای تجدید دیدارها . چه جایی بود این حمام عمومی

از فرصت استفاده کرده و برای تمامی متولیان حمام های عمومی کلور که در قید حیاتند عمر پربرکت توام با سلامتی و بهروزی و برای آنانکه رفته اند خدا بیامرزی و آرامش خداوندی آرزومندیم .

 شازده مرتض،سید رضی،ابراه عابدی،حاج وزیر عابدی،مشهدی وله تا،مشهدی عنایت شعبانی، مشهدی گردعلی خیرخواه،حسین عابدی ،مشهدی نجف شعبانی،مشهدی ملیحه ،مشهدی بهار خانم، مشهدی عزت ،مشهدی حدیقه،مشهدی بمانی،مشهدی چیمنازو مشهدی عظمت

(اسامی به همان حالت تلفظ محلی آورده شده است )

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:0  توسط سید امیر ایرانی کلور   | 

مطالب قدیمی‌تر